این وبلاگ به بررسی معاد و مطالب مرتبط به آن میپردازد
نویسنده : maad66
تاریخ : شنبه 31 مرداد 1394
نظرات 0

مرگ چيست ؟ آيا مرگ نيستی و نابودی و فنا و انهدام است يا تحول و تطور و انتقال از جايی به جايی و از جهانی به جهانی ؟ اين پرسشی است كه همواره برای بشر مطرح بوده و هست و هر كس مايل‏ است پاسخ آن را مستقيما بيابد و يا به پاسخی كه داده شده ايمان و اعتقاد  پيدا كند . ما مسلمانان به حكم اينكه به قرآن كريم ايمان و اعتقاد داريم‏  پاسخ اين پرسش را از قرآن كريم می‏گيريم و به آنچه در اين زمينه گفته‏ است ايمان و اعتقاد داريم. قرآن كريم پاسخ ويژه‏ای با تعبير خاصی درباره ماهيت مرگ دارد ، قرآن‏ 
در اين مورد كلمه " توفی " را به كار برده و مرگ را توفی خوانده است‏. توفی و استيفاء هر دو از يك ماده‏اند ( وفاء ). هرگاه كسی چيزی را به‏ كمال و تمام و بدون كم و كسر دريافت كند و به اصطلاح آن را استيفاء نمايد ، در زبان عربی كلمه توفی را به كار می‏برند . " توفيت المال " يعنی تمام مال را بدون كم و كسر دريافت كردم ...

 

منبع: کتاب زندگی جاوید ی حیات اخروی شهید مطهری


مرگ چيست ؟ آيا مرگ نيستی و نابودی و فنا و انهدام است يا تحول و تطور و انتقال از جايی به جايی و از جهانی به جهانی ؟ اين پرسشی است كه همواره برای بشر مطرح بوده و هست و هر كس مايل‏ است پاسخ آن را مستقيما بيابد و يا به پاسخی كه داده شده ايمان و اعتقاد  پيدا كند . ما مسلمانان به حكم اينكه به قرآن كريم ايمان و اعتقاد داريم‏  پاسخ اين پرسش را از قرآن كريم می‏گيريم و به آنچه در اين زمينه گفته‏ است ايمان و اعتقاد داريم. قرآن كريم پاسخ ويژه‏ای با تعبير خاصی درباره ماهيت مرگ دارد ، قرآن‏ 
در اين مورد كلمه " توفی " را به كار برده و مرگ را توفی خوانده است‏. توفی و استيفاء هر دو از يك ماده‏اند ( وفاء ). هرگاه كسی چيزی را به‏ كمال و تمام و بدون كم و كسر دريافت كند و به اصطلاح آن را استيفاء نمايد ، در زبان عربی كلمه توفی را به كار می‏برند . " توفيت المال " يعنی تمام مال را بدون كم و كسر دريافت كردم. در چهارده آيه از آيات قرآن كريم اين تعبير در مورد مرگ آمده است . از همه آنها چنين استنباط می‏شود كه مرگ از نظر قرآن تحويل گرفتن است، يعنی انسان در حين مرگ ، به تمام شخصيت و واقعيتش در تحويل ماموران‏ الهی قرار می‏گيرد و آنان انسان را دريافت می‏كنند . از اين تعبير قرآن‏ مطالب زير استنباط می‏شود : 

الف . مرگ نيستی و نابودی و فنا نيست ، انتقال از عالمی به عالم‏ ديگر و از نشئه‏ای به نشئه ديگر است و حيات انسان به گونه‏ای ديگر ادامه‏ می‏يابد . 
ب . آنچه شخصيت واقعی انسان را تشكيل می‏دهد و " من " واقعی او محسوب می‏شود ، بدن و جهازات بدنی و هر چه از توابع بدن به شمار می‏رود نيست ، زيرا بدن و جهازات بدنی و توابع آنها به جايی تحويل نمی‏شوند و در همين جهان تدريجا منهدم می‏گردند . آن چيزی كه شخصيت واقعی ما را تشكيل می‏دهد و " من " واقعی ما محسوب می‏شود ، همان است كه در قرآن از 
آن به " نفس " و احيانا به روح تعبير شده است . . . 
ج . روح يا نفس انسان كه ملاك شخصيت واقعی انسان است و جاودانگی‏ انسان به واسطه جاودانگی اوست از نظر مقام و مرتبه وجودی در افقی مافوق‏ ماده و ماديات قرار گرفته است . روح يا نفس ، هر چند محصول تكامل‏ جوهری طبيعت است ، اما طبيعت در اثر تكامل جوهری كه تبديل به روح يا نفس می‏شود ، افق وجودی‏اش و مرتبه و مقام واقعی‏اش عوض می‏شود و در سطح‏ بالاتری قرار می‏گيرد ، يعنی از جنس عالمی ديگر می‏شود كه عالم ماورای طبيعت است . با مرگ ، روح يا نفس به نشئه‏ای كه از سنخ و نشئه روح است منتقل می‏شود و به تعبير ديگر ، هنگام مرگ ، آن حقيقت مافوق مادی بازستانده و تحويل‏ گرفته می‏شود . 
قرآن كريم در برخی آيات ديگر كه درباره خلقت انسان بحث كرده و مربوط به معاد و حيات اخروی نيست ، اين مطلب را گوشزد كرده كه در انسان‏ حقيقتی هست از جنس و سنخ ماورای جنس آب و گل . درباره آدم اول می‏گويد « و نفخت فيه من روحی »(حجر آیه 1 و... ) از روح خود در او دميدم . 
مساله روح و نفس و بقای روح پس از مرگ از امهات معارف اسلامی است‏. نيمی از معارف اصيل غير قابل انكار اسلامی بر اصالت روح و استقلال آن‏ از بدن و بقاء بعدالموت آن استوار است ، همچنانكه انسانيت و ارزشهای‏ واقعی انسانی بر اين حقيقت استوار است و بدون آن ، همه آنها موهوم محض‏ است. تمام آياتی كه صريحا زندگی بلافاصله پس از مرگ را بيان می‏كنند كه‏ نمونه‏ هايی از آنها در اينجا آورده و می‏آوريم دليل است كه قرآن روح را واقعيتی مستقل از بدن و باقی بعد از فنای بدن می‏داند. برخی می‏پندارند كه از نظر قرآن ، روح و نفسی در كار نيست ، انسان با مردن پايان می‏پذيرد ، يعنی پس از مرگ شعور و ادراك و سرور و رنجی در كار نيست تا آنگاه كه قيامت كبری به پا شود و انسان حيات مجدد بيابد . تنها آن وقت است كه انسان بار ديگر خود را و 
جهان را می‏يابد . ولی آياتی كه صريحا حيات بلافاصله پس از مرگ را بيان‏ می‏كند دليل قاطعی است بر رد اين نظريه . 
اين گروه می‏پندارند دليل قائلين به روح ، آيه كريمه " « قل الروح من‏ امر ربی »" (اسرا-85) است و می‏گويند در قرآن مكرر نام روح به ميان آمده در حالی كه مقصود چيز ديگر است ، اين آيه نيز همان معنی را طرح كرده كه در آن آيات طرح شده است . اين گروه نمی‏دانند كه دليل قائلين به روح اين آيه نيست ، در حدود بيست آيه ديگر است . تازه اين آيه به كمك آيات ديگری كه ذكر روح در 
آن آيات آمده كه برخی به صورت مطلق ( روح ) و بعضی به صورتهای مقيد ( روحنا ، روح القدس ، روحی ، روحا من امرنا ، و غيره ) آمده است و از آن‏ جمله در مورد انسان با تعبير " « و نفخت فيه من روحی »" (اسرا-85) آمده‏ است ، نشان دهنده اين است كه از نظر قرآن حقيقتی وجود دارد برتر از ملائكه و برتر از انسان به نام روح . ملائكه و انسانها واقعيت " امری " [ دارند ] يعنی روح خويش را از فيض او به اذن پروردگار دارند . يعنی‏ مجموع آيات روح به ضميمه آيه " « و نفخت فيه من روحی »" كه درباره‏ انسان آمده است نشان می‏دهد كه روح انسان واقعيتی غير مادی دارد (رجوع كنيد به تفسير الميزان متن عربی ، ج / 13 ص 195 ذيل آيه‏ كريمه " قل الروح من امر ربی »" وج / 3 ص 270 - 275 ذيل آيه كريمه‏ " يوم يقوم الروح و الملائكه صفا »" ( نبا / 38 ))

 

منبع: کتاب زندگی جاوید یا حیات اخروی شهید مطهری

تعداد بازدید از این مطلب: 72
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید. ممنون از بازدید شما.لطفا برای بهبود مطالب وبلاگ در نظر سنجی شرکت کنید و نظرات خودرا درباره وبلاگ بفرمایید همچنین به مطالب به تناسب محتوا امتیاز دهید. در ضمن فروم(انجمن تخصصی) وبلاگ هم راه اندازی شده است و می توانید باهمان نام کاربری و رمزی که در وبلاگ ثبت نام کرده اید وارد حساب کاربری خود در ان شوید و ازش بهره ببرید. با تشکر


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران