این وبلاگ به بررسی معاد و مطالب مرتبط به آن میپردازد
نویسنده : maad66
تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
نظرات 0

5-تجديد حيات مادی دنيا به شكل ديگر: برخی ديگر خواسته‏اند مثل دسته اول معاد را يك امر مادی و طبيعی بدانند ولی بدون اينكه نيازی باشد كه بگويند عود ارواح به اجسام ، نه ، ارواحی‏ به اجسامی عود نمی‏كند چون اساسا ارواحی وجود ندارند ، بلكه خود همين‏ حيات مادی تدريجا به شكل ديگری تجديد می‏شود ، كه اين فرضيه‏ای است كه‏ بعد بايد روی آن صحبت كنيم . يكی از مسائلی كه به نظر من بايد روی آن بحث كرد ، مسأله روح است كه‏ آيا قبول قيامت مستلزم قبول وجود روح است به عنوان يك موجودی كه‏ قابليت اين را دارد كه بعد از فنای بدن باقی بماند يا مبتنی بر اين‏ نيست ؟ البته ما در اينجا از نظر عقلی نبايد بحث كنيم ، اول از نظر دينی و شرعی بايد بحث كنيم ، يعنی بايد ببينيم آنچه كه در اسلام راجع به‏ معاد آمده است ، ....


5-تجديد حيات مادی دنيا به شكل ديگر: برخی ديگر خواسته‏اند مثل دسته اول معاد را يك امر مادی و طبيعی بدانند ولی بدون اينكه نيازی باشد كه بگويند عود ارواح به اجسام ، نه ، ارواحی‏ به اجسامی عود نمی‏كند چون اساسا ارواحی وجود ندارند ، بلكه خود همين‏ حيات مادی تدريجا به شكل ديگری تجديد می‏شود ، كه اين فرضيه‏ای است كه‏ بعد بايد روی آن صحبت كنيم . يكی از مسائلی كه به نظر من بايد روی آن بحث كرد ، مسأله روح است كه‏ آيا قبول قيامت مستلزم قبول وجود روح است به عنوان يك موجودی كه‏ قابليت اين را دارد كه بعد از فنای بدن باقی بماند يا مبتنی بر اين‏ نيست ؟ البته ما در اينجا از نظر عقلی نبايد بحث كنيم ، اول از نظر دينی و شرعی بايد بحث كنيم ، يعنی بايد ببينيم آنچه كه در اسلام راجع به‏ معاد آمده است ، از حالت احتضار گرفته تا عالم قبر و سؤال و جواب قبر و عالم برزخ و عالم قيامت ، آيا اينها يك چيزهايی است كه بر اساس اين‏ اصل بوده است كه انسان دارای يك روحی است كه آن روح واقعا قبض می‏شود ، مردن قبض روح است ، تحويل گرفتن روح است و انسان كه می‏ميرد به معنی‏ اين است كه رابطه ميان روح و بدن بريده می‏شود و روح در عالم خودش قرار می‏گيرد و جسد در عالم خودش ، يا اينكه اين طور نيست ؟ بحث بعد ما كه پايه بحثهای ديگر قرار می‏گيرد ، همين بحث روح است . بعد هم وارد استدلالهای قرآن برای وجود قيامت می‏شويم كه عرض كرديم قرآن‏ دو نوع استدلال دارد .

- در خود قرآن كلمه معاد هست . البته اين را متشرعه از روی آيه مباركه‏ كه می‏فرمايد : " « كما بدأكم تعودون »" (اعراف / 29 : همچنانكه شما را خلق كرده ، باز می‏گرديد ) گرفته‏اند . ضمنا آن‏ دلايلی كه درباره معاد هست ،فقط در حدود همان طبقه بندی كه فرموديد قرآن كرده و دو دسته دليل دارد ، اگر ما همان آياتش را هم بفهميم و روی آن بحث شود ، اين بهترين راه‏ است برای اينكه با معاد آشنايی پيدا كنيم . استاد : راجع به قسمت اول كه فرموديد ، من به آيه " « كما بدأكم‏ تعودون »" توجه داشتم ولی منظورم اين نبود كه حتی ماده " عود " هم‏ نيامده ، عرض كردم كلمه معاد به اين وزن ( كه به معنی زمان عود يا مكان‏ عود هست ) در قرآن نيست . راجع به آيات قرآن ، آنهايی كه استقصاء كرده‏اند مدعی هستند 1400 آيه‏ در قرآن راجع به معاد است ، يعنی در هيچ موضوعی و شايد در مسأله توحيد اين قدر آيه در قرآن نيامده و اين قدر تأكيد و اصرار نشده كه در مسأله‏ معاد هست . ولی من ادعا نمی‏كنم معمای معاد از هر جهت حل شده است . مقصودم اين است كه جمع ميان همه تعبيرات قرآن به طوری كه كسی ادعا كند كه همه تعبيرات را من می‏توانم بدون شك و دغدغه كاملا جمع كنم ، صد در صد نيست و الا افرادی هستند كه از نظر خودشان مسأله معاد كاملا حل شده است و آيات قرآن را هم طوری توجيه می‏كنند كه از نظر خودشان تأويل نيست ، توجيه واقعی است ولی ممكن است برای ما آن توجيه چندان قابل قبول نباشد و الا نه اين است كه برای همه افراد قضيه معاد لا ينحل است . من افرادی‏ را كه به وضع كتابهايشان آشنا هستم شك ندارم كه " « بالاخرش هم يوقنون " و به همه اين محتواهايی كه در قرآن آمده يقين دارند ولی طرز تصور و تلقی شان از اين تعبيرات با تلقی عامه مردم در بعضی قسمتها قدری فرق‏ می‏كند . ديگران هم همين راه را رفته‏اند ، نه اينكه اگر ما آيات قرآن را عنوان می‏كنيم ، اين ما هستيم كه برای اولين بار می‏خواهيم از راه آيات‏ قرآن وارد شويم ، نه ، ديگران هم از همين راه رفته‏اند و اگر نظرياتی‏ دارند ، از يك طرف منشأ نظرياتشان الهاماتی بوده كه از خود قرآن‏ گرفته‏اند ، و از طرف ديگر منشأ آن ، اشكالاتی بوده كه به وجود می‏آمده و برای حل اين اشكالات در تلاش بوده‏اند . ما هم كه وارد می‏شويم ، باز از يك طرف يك الهاماتی از قرآن می‏گيريم ، و از طرف ديگر با يك اشكالاتی‏ مواجه خواهيم شد كه اشكالات را بايد حل كنيم . در اينكه بسياری از مشكلاتی‏ که در قديم وجود داشت امروز وجود ندارد ، يعنی يك مقدار راه معاد از نظر علوم نسبت به آنچه كه در قديم بوده صافتر شده ، بحثی نيست . مثلا يكی از مسائلی كه در باب معاد هست كه از نظر علم قديم خيلی مشكل‏ بود و مجبور بودند به نوعی توجيه و تأويل كنند ، اين است كه قرآن مدعی است‏ اين نظامات موجودی كه الان داريم ، ماه و خورشيد و ستارگان و اين وضع‏ زمين و درياها و كوهها ، روزی خواهد رسيد كه تمام اينها زير و رو می‏شود . تقريبا همان طوری كه قرآن می‏گويد ، در ابتدا اينها به شكل دخان ( دود ) بود ، بعد به اين صورت در آمده است . از قرآن می‏شود استنباط كرد كه بعد هم به همين صورت در خواهد آمد . ولی اين با علم قديم قابل حل نبود ، علم‏ قديم قبول نمی‏كرد كه اين طور باشد ، نه قبلش را قبول می‏كرد كه به اين‏ شكل بوده [ و نه بعدش را كه به همين شكل در خواهد آمد ] . علم قديم فرض‏ می‏كرد كه نظام افلاك از همان قديم همين طور بوده كه هست و تا ابد هم‏ همين طور خواهد بود ، و اين بود كه مشكلاتی ايجاد می‏شد . قرآن می‏گويد : " « اذا الشمس كورت »" (تكوير / 1  ) يك وقتی خواهد آمد كه‏ اين خورشيد ما تكوير می‏شود يعنی كدر می‏شود ، نورش از آن گرفته می‏شود ، خاموش می‏شود ، " « و اذا النجوم انكدرت » " (تكوير / 2  ) و اين ستارگان‏ حالتی پيدا می‏كنند كه منكدر می‏شوند يعنی ديگر آن درخشندگی را نخواهند داشت ، " « و اذا البحار سجرت » " (تكوير /6 ) اين درياها مثل ديگی كه به‏ جوش می‏آيد تبديل به بخار خواهد شد . يا مثلا زلزله‏هايی زمين را خواهد گرفت كه انسان در می‏ماند كه چه وضعی‏ رخ داده ، خيلی برای انسان غير مترقب است : " « اذا زلزلت الارض‏ زلزالها »" آن وقت كه زمين آن زلزله خودش را ايجاد كند . " آن زلزله‏ " اشاره به نوع خاص زلزله است و با زلزله‏های ديگری كه در دنيا پيدا شده و در گوشه‏ای عده‏ای را از بين برده خيلی فرق دارد . آن ، زلزله‏ای است‏ كه ديگر هيچ چيزی به حال خودش باقی نخواهد بود " « و اخرجت الارض‏ اثقالها »" و زمين اشياء و زين خودش را از درون خودش بيرون بكشد ( ظاهرا مقصود انسانهاست كه از درون زمين بيرون می‏آيند ) ، " « و قال‏ الانسان ما لها »" انسان آن وقت می‏گويد چه شده ، چه خبر است ؟ يعنی‏ برای انسان غير مترقب است ، عادی نيست ، غير عادی است ، مثل زلزله‏های‏ هميشه نيست كه بگوييم خوب ديگر زلزله است، " « يومئذ تحدث اخبارها " آن وقت زمين تمام قضايای خودش را نقل خواهد كرد " « بان ربك اوحی لها » " به موجب اينكه پروردگار تو به او وحی‏ كرده است ، به او تعليم كرده است " « يومئذ يصدر الناس اشتاتا ليروا اعمالهم »" آن وقت است كه مردم گروه گروه بيرون می‏روند برای اينكه‏ عملهايشان به آنها ارائه داده شود " « فمن يعمل مثقال ذرش خيرا يره 0 و من يعمل مثقال ذرش شرا يره » " (زلزال / 1 -8  ) . الان برای ما اين امر لا اقل به‏ صورت يك امر خيلی محتمل است ، كی می‏تواند بگويد چنين وضعی پيش نمی‏آيد ؟ " « اذا السماء انفطرت 0 و اذا الكواكب انتثرت » " (انفطار / 1 و 2 ) يا " « اذا السماء انشقت »" (انشقاق /1) اينها يك چيزهايی است كه لا اقل رفع مانع‏ شده ، اگر علم نتواند چنين روزی را پيش بينی كند ولی نفی هم نمی‏تواند بكند ، يعنی لا اقل بر خلاف علم نيست . ولی به هر حال اگر كسانی هم راهی را رفته‏اند ، نه اين است كه آن راه‏ را رفته‏اند بدون اينكه هيچ الهامی گرفته باشند يا بدون اينكه هيچ كمكی‏ به ما كرده باشند ، راهی است كه بالاخره آنها هم رفته‏اند . مسلم ما از گفته‏های آنها می‏توانيم كمك بگيريم و استفاده كنيم بدون اينكه بگوييم‏ آنها متوجه اشكالاتی بوده‏اند . در همين مسأله عود ارواح به اجساد به اين‏ شكل كه روحها به جسدها عود كند ، آنها به يك اشكالات علمی دچار بوده‏اند كه امروز ما هم دچار هستيم . امروز خيلی اشخاص ديگر هم می‏گويند اگر معنی معاد اين باشد كه عين همين‏ بدنهای افراد [ ايجاد شود ] ، آن كسی كه می‏ميرد ، با همان بدنی كه مرده‏ است بيايد محشور شود ، آيا اين امكان پذير است ؟ اين حرفی بوده كه از چندين صد سال پيش می‏گفته‏اند : انسانهايی كه از اول تا آخر عالم بر روی‏ زمين پيدا شده‏اند و دائما آمده‏اند و رفته‏اند ، اگر ما حجم و وزن بدن آنها را حساب كنيم ، چندين برابر زمين انسان آمده و رفته ، يعنی اين سطح و اين قشر زمين تا مقداری ، چندين بار بدن انسانها شده و دو مرتبه خاك شده‏ ، كه اگر بخواهيم ميلياردها ميليارد انسان را با اين بدنها جمع كنيم زمين‏ ما اساسا گنجايش آن را ندارد ، چندين برابر زمين هم گنجايش آن را ندارد . پس اينها و بسياری از مسائل ديگر ، يك چيزهايی است كه بايد آنها را حل كنيم . البته مسأله بسيار مشكل و معضلی است .

- در قرآن مجيد برای قابل قبول بودن حيات مجدد ، موضوع حيات مجدد نباتات به طور مكرر مطرح شده و من فكر می‏كنم كه بايد يك بررسی از نظر فيزيولوژی گياهی و حيوانی بكنيم كه ببينيم چه ارتباط و تشابهی می‏تواند بين حيات مجدد گياهی كه در هر بهار تجديد می‏شود و حيات مجدد حيوانی‏ باشد . من فكر می‏كنم كه اگر بعضی از رفقا صرف وقت كنند تا يك مقدار فيزيولوژی گياهی را هم در اينجا بررسی كنيم و با فيزيولوژی حيوانی تطبيق‏ كنيم ، كه شايد يك روشنايی در اين قسمت برای ما ايجاد شود ، مناسب‏ باشد . استاد : البته پيشنهاد بسيار خوبی است . در قرآن به حيات مجدد زمين ( يعنی همان حيات مجدد گياهان ) استناد شده و زياد هم استناد شده : " « اعلموا ان الله يحيی الارض بعد موتها »" (1 حديد /  17) بدانيد كه خداوند زمين‏ را بعد از اينكه مرده است زنده می‏كند . آنها كه در سابق فقط به اين‏ مطلب توجه می‏كردند ، فكر می‏كردند وجه تشابه همين است كه مرده‏ای زنده‏ می‏شود ، يعنی يك موجودی در يك درجه‏ای مرده است و در يك درجه ديگری‏ تكامل پيدا می‏كند و حيات برايش پيدا می‏شود . خلاصه به آن جنبه تكاملی‏ مطلب كه اين تكامل از موت به حيات است [ توجه می‏كردند ] . آنها اين طور فكر می‏كردند كه قرآن نظرش فقط به همان مسأله تكامل است‏ ، يعنی شما در اين زندگی موجود خودتان تكامل از موت به حيات را می‏بينيد ، اين برای شما به عنوان نمونه كافی است تا تكاملی را هم كه در سطح‏ بالاتری است ( كه در واقع تكامل از نشئه‏ای به نشئه ديگر است ) بپذيريد ، اين يك امر جزئی است كه می‏تواند نمونه يك امر كلی باشد . آنها اين طور می‏گويند : همين طوری كه در اينجا می‏بينيد كه اين جزء مرده است و زنده‏ می‏شود ، كل هم همين طور است ، كل هم از مردگی به حالت زندگی در می‏آيد . می‏گفتند عالم آخرت و عالم دنيا همه حكم يك واحد را دارد كه دنيا مرتبه‏ مرده آن است و آخرت مرتبه زنده‏اش . نمی‏خواهم ب گويم اين حرف صد در صد درست است ، می‏خواهم بگويم اين طور استنباط كرده‏اند ولی شما ممكن است‏ بخواهيد از اين امر استنباط ديگری بكنيد . مطالعاتی بكنيد ، استنباطی‏ بكنيد ، ما هم از استنباط شما استفاده می‏كنيم . به هر حال بايد روی اين‏ موضوع مطالعه كرد.

 منبع: کتاب معاد شهید مطهری

تعداد بازدید از این مطلب: 65
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید. ممنون از بازدید شما.لطفا برای بهبود مطالب وبلاگ در نظر سنجی شرکت کنید و نظرات خودرا درباره وبلاگ بفرمایید همچنین به مطالب به تناسب محتوا امتیاز دهید. در ضمن فروم(انجمن تخصصی) وبلاگ هم راه اندازی شده است و می توانید باهمان نام کاربری و رمزی که در وبلاگ ثبت نام کرده اید وارد حساب کاربری خود در ان شوید و ازش بهره ببرید. با تشکر


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران